ای خدا ...
ای که روزیِ همه خلق زِ اَنبارِ تُونِه آسمونها و زمین کِرده کِردار تُونِه
ئی همه نقش و نگاریِ که مِنِه دنیا هِد همه از پرتوِ یک جلوه زدِیدار تُونِه
اَفتو ئی همه نوری که اِتاوِه وَ زَمین مختصر ذره ای از تابش رخسار تِونُه
عاقلون هر چه کنن فکر و ابالن به خُوسُون اشتباه کِردِنه، پای جمله زِافکار تُونِه
هَرکِه رَهد از پی مقصود و به مقصود رسید او نرفت و نرسیده، یُو زِ رفتار تُونِه
هرحکیمی که دوا داد و مریضِس خُو، اِبید او دواها همه اِز قیطی عطار تُونِه
هرچه فردوسی و سعدی گُودِنِه همه سُون از اثر طبع دُر بار تُونِه
پیر اِبُوِن خلق و همه سال تفاوت اِکُنِن غیر ذات تو که امسال تو چی پار تُونِه
عرش فرش کردی و قلیون نهادی گر لِو هر چه ورمون اکنن پای همه آزار تُونِه
داراب افسر بختیاری
